بیوگرافی مختصر مرحوم محمد طارق خان قیصاری

بیوگرافی مختصر مرحوم محمد طارق خان قیصاری

بیوگرافی مختصر مرحوم محمد طارق خان قیصاری

بیوگرافی مختصر مرحوم محمد طارق خان قیصاری

Teed Aile ve Sağlık 8 TEMUZ, 2020 219

 بیوگرافی مختصر مرحوم محمد طارق خان قیصاری

فاریاب مرکز یک مدنیت بزرگ و قیصار سنگر عدالت‌خواهی و قلب خونین و داغدار فاریاب است. به گواهی حافظه‌ی بیدار  تاریخ، ُفاریاب مانند یک بیشه‌ی فرهنگی و آوردگاه سیاسی، همواره بستر مناسبی برای رویش و قامت افرازی کاج‌های سربلند دادخواهی  و مبارزه در راه تأمین عدالت و انصاف بوده است.

از دامان این مادر سپید گیسوی سوگوار در طول تاریخ، قهرمانان نستوه، تسلیم‌ناپذیر و سترگی روییده و بالیده و برای انسانیت و آزادی، خون پاک خویش را حنای دستِ زمین کرده، روی مادر میهن را سرخ نموده و پرچم عدالت‌ خواهی برافراشته و در اهتزاز نگه‌داشته‌اند.

از شمار آن ‌همه سروهای سرافراز دادخواهی، می‌توان نام ستوده‌ی زنده‌یاد محمد طارق خان قیصاری را بر پیشانی طومار لاله گونی نوشت که لبریز و مزین از نام‌های پاک و باافتخار قهرمانان جان‌برکف این خطه‌ی بافرهنگ و قهرمان‌پرور بوده است.

محمد طارق خان قیصاری در سال 1336 خورشیدی، در یک خانواده‌ی عدالت‌خواه و مبارز، پا به هستی نهاد. او از سلاله شخصیت های ملی و فرهنگی چون: حاجی میرزا محمد امین خان، عظیم بیک خان، وکیل محمدصدیق خان، حفیظ الله شهید، الله بخش ارباب و سایرین بود و از نگاه خانوادگی منسوب به نخبه گان شهیر جامعه هریک: حاجی سعید نذیر خان، الحاج میرزا محمد امین خان قیصاری، حاکم محمد یوسف خان قیصاری و قبله‌گاه فضیلتمندش سرکاتب میرزا محمد غریب جان قیصاری بود و برادران نیک‌ سیرتش هریک مرحوممحمد فاروق خان قیصاری ولسوال اسبق قیصار، شهید محمد عارف قیصاری شخصیت علمی و عرفانی و فرمانده شهید محمد عاکف خان قیصاری بود. او در سال 1344 با زمزمه شیرین الف، پا در مکتب بگشود و در صنف شاگردی لیسه شاعر توانا و نام‌آور کشور نادم قیصاری نشست؛ جمله‌ها را بست و واژه‌ های خردمندی و فراست را آموخت. در سال 1356 پس از فراغت از این کانون معتبر تعلیمی و تربیتی، به آزمون کانکور پیوست و به رشته‌ی عشق و لطافت ادبیات، بخش روانشناسی پوهنتون کابل وصلت یافت؛ از همین‌جاست که با دیدن بی‌عدالتی‌ها و زورگویی‌های رژیم، قد علم کرد و در جمع عدالت خواهان چون: طاهر بدخشی و همفکرانش پیوست و با آن فصاحت و بلاغت ستودنی‌اش، به مبارزه برخاست. او که هنوز صنف سوم  دانشگاه را به اتمام رسانیده بود؛ اما صلابت و حق‌گویی‌اش در کانون دانشگاه، مورد تعقیب، خشم، آزار و اذیت گماشتگان رژیم سیاه و سفاک دوران، قرار گرفت تا اینکه از نعمت ختم دوره تحصیل بی‌نصیب گشت؛ بر دیار غربت پناه برد، سالیانی در راستای حفظ اندیشه‌های دینی و ملی مبارزه نمود. شادروان قیصاری از سلسله‌ی مبارزان آزادی‌خواه و متکای ستمدیدگان بود که در زندان‌ها و رزمگاه‌ها و سنگرهای عدالت‌خواهی جان به جانان سپردند و به قافله‌ی مردان بهشتی پیوستند.

او از برازنده ترین شخصیت های نخبه جامعه به شمار می رفت، دانش، معلومات و جهان بینی اش، بی نظیر بود و هرگز با ظلم و جنایت سر سازش نداشت، به همین سبب، سال‌ها، مجبور گردید تا هجرت کند و در دیار غربت، با خانواده‌اش زیست نماید. چنانچه سالیان درازی در ولایت هرات، کوهستانات فاریاب و کشور ایران مهاجر شد و هیچ‌گاهی از مسیر مبارزه پا بیرون ننهاد و همیشه در کنار حق و عدالت قرار می‌گرفت. پس از روی کار آمدن نظام جدید در افغانستان و سقوط رژیم طالبان، در زادگاهش برگشت و مرهمی بر زخم‌های وطن دارانش شد. در دو دورۀ لویه جرگه اضطراری و تصویب قانون اساسی کشور، در سال‌های 1381 و 1382 به حیث نماینده‌ی منتخب مردم فاریاب، در این دو جرگه‌ی بزرگ، انتخاب گردید و در آن سخنرانی‌های آتشین آراسته به حقیقت و کمرشکن ظالمان را ایراد نمود و پیکر لویه جرگه را به نمایندگی از خلق ترک به لرزه درآورد و در سال‌های 1382 الی 1390 به مردم سربلند ولسوالی های قیصار و پشتونکوت به‌عنوان ولسوال این ولسولی ها از داشته‌های عدالت، تجارب و شجاعتش به خطۀ درد دیده‌اش پهن کرد. مرحومی از نگاه سیاسی خویشتن را به خط فکری الحاج مارشال عبدالرشید دوستم رهبر ، مؤسس و بنیان‌گذار حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان نزدیک می‌دانست و سالیان متمادی را در کنار مارشال دوستم ایستاد تا در برآورده شدن حق مردمش مفید تمام شود.  او آدم درویش مشرب و بی‌ادعایی بود؛ شیرین‌سخنی، یکرنگی، وطن‌دوستی، احساس غریب‌پروری، در هر شرایط بودن در کنار مردم و بی‌پیرایگی‌اش، با تحسین همگان مواجه می‌شد و بارها با تفویض تقدیرنامه‌ها، نشان‌ها و مدال‌ها، مورد تقدیر قرار گرفته بود.

مرحومی در میان ‌سال‌های 1390 الی 1399 بدون مسؤولیت خاص دولتی خود را وقف خدمت به مردمش نمود در موضوعات مختلف رفاه و آسایش مردم سهیم بود و در قسمت انتقال برق از میمنه به ولسوالی های المار و قیصار از هیچ تلاشی دریغ نکرد. تهدیدها، سختی‌ها و زورگویی‌ها، هرگز او را از هدف پاکش بازنداشت و آنچه در توان داشت، به ‌منظور خدمت به ستمدیدگان و مظلومان، به تبق اخلاص نهاد، تا اینکه به تاریخ هشتم سرطان سال 1399 خورشیدی، لباس سفیدش پوشید و به قضا و قدر الهی لبیک گفت؛ خانواده و همفکرانش را تنها گذاشت و به‌سوی خانه ابدی اش پیوست... انا لله و انا الیه راجعون

.         از مرحومی پنج پسر و سه دختر باقی‌مانده است

روحش شاد، یادش جاودانه و جایش فردوس اوغلی باد!